X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

دفترچه عقاید

هر روز دنیا را با تازگی آن روز میبینم.

نمی دونم چرا این روزا اینقدر وقت کم میارم.انگار که ساعت ها و دقیقه ها دنبال همدیگه کردن، اینقدر که تند تند میگذره.تا چشم به هم میزنم شده 10 شب و خمیازه های پشت سر هم من...اعتراف میکنم که بیشترین وقتم رو پای نت میگذرونم


دلم میخواد اینقدر بی کار بودم که چند روز تو هفته می رفتم کاخ نیاوران یا کاخ سعداباد و تو فضای باز اونجا ساعت ها می نشستم و فقط کتابایی که دوست دارم رو می خوندم. یا نه اصلا دلم یه بالکن خیلی بزرگ تو یه برج میخواد که رو به شهر باشه، دورتادور بالکن هم گلکاری کرده باشم و اون وسط هم یه میز و صندلی حصیری خوشگل گذاشته باشم که یه خورده حال و هوای شمال هم داشته باشه و بعد با یه فنجون چای بشینم رو به شهر و کتاب بخونم. البته به شرطی که هوا هم آلوده نباشه!!

دلم می خواد برم کلاس سوار کاری...

دلم می خواد برم کلاس تنیس...

دلم می خواد برم کلاس سنتور...

دلم میخواد برم کلاس دکوراسیون داخلی...

دلم میخواد برم کلاس آشپزی...(پست قبلی که یادتونه؟پودر ژلاتین...)

البته همه این ها فقط در حد آرزو می مونه چون من نه وقتش رو دارم و نه جونش رو که بخوام همه این کلاس ها در طول هفته برم.فعلا که دوتا کلاس پشت سر هم میرم جونم داره در میاد.ولی در حال حاضر فعلا همین کتاب خوندن رو ترجیح میدم.نمی دونم چرا به تازگی اینقدر حس کتاب خونی در من قوی شده؟!

پ.ن1 اینکه من الان اینقدر رویایی شدم و لیست آرزوهام رو ردیف کردم فقط و فقط یه دلیل می تونه داشته و اون هم اینه که من دارم به کنکور فوق نزدیک میشم و مطمئنا بعد از کنکور همه این حس ها در من فروکش خواهد کرد!!!

پ.ن2 چرا سرعت نت اینقدر پایینه؟برای شما هم همین طوره؟

نوشته شده در سه‌شنبه 22 فروردین‌ماه سال 1391ساعت 10:58 ب.ظ توسط یاسی نظرات (5)


Design By : Pichak